بزرگترين نويسندهٴ ارمني اين عصر استپان اُربليان (سيزدهم ـ 2) بود كه نسبت به كليسا و ملت خود وفادار ماند، ولي مقارن سال 1300 وفات يافت و براي مبلغان دومينيكي و كساني كه به فرقهٴ ايشان ميگرويدند، ميدان باز شد. توماس كيليكيايي طبيعيدان ممكن است در اين عصر برآمده باشد. هايتون راهب كه بهخاطر تاريخش به زبان فرانسه (حدود 1307) شهرت يافت، ممكن است پيش از سال 1299 يك شرح وقايع و آثار ديگري به زبان ارمني نوشته باشد.
تنها زبان قفقازي كه در سدههاي ميانه كتابت داشت گرجي يا ايبريايي بود.
17. سرياني
نوع قديم سرياني كه آرامي خوانده ميشد،2 دست كم به سدهٴ هشتم پم مربوط ميشود.
لهجههاي آرامي در بخشهايي از امپراتوري پارس و مقدوني توسط نژادها و مليتهاي مختلف و پيروان اديان گوناگون تكلم ميشد.3 در
عهد عتيق از كتاب مقدس چند قطعه به زبان آرامي وجود دارد. در زمان روميان آرامي يكسره عبري را در فلسطين تحتالشعاع قرار داده بود و مسيح به زبان ديگري سخن نميگفت و گواه آن كلمات آشناي
انجيل است، بهويژه انجيل مرقس.4 مسيحيان نخستين موجب رواج فراوان آن شدند، بهويژه كساني كه در اورفا در فرات عليا اقامت كرده بودند، يا كساني كه برايشان اورفا (در سدهٴ دوم) مركز ديني و معنوي نوي شده بود، يك آتن جديد.
در اواسط سدهٴ دوم، اگر نه پيش از آن، عهد عتيق به آرامي يا سرياني (از اين پس واژهٴ اخير را بهكار خواهيم برد) ترجمه شد. اين ترجمه كه
پشيطّـا خوانده ميشد (مقدمه 1، 290) احتمالاً در اورفا از روي متن عبري، ولي با مراجعه به
ترجمهٴ هفتاد نفري انجام گرفت. نخستين عهد جديد
1. نك، به مقالههاي (N. Troubetzkoy and A. Meillet in Meillet and Cohen (p.
327-44, 1924 ، و يادداشت من دربارهٴ تاريخنگاري گرجي در قسمت 12 در بالا.
2. نام باستاني سوريه آرام بود، كه بارها در عهد عتيق آمده است. واژهٴ سوريه از سوري مشتق شده كه در كتيبههاي آشوري به ناحيهاي در فرات عليا اطلاق ميشد. واژهٴ يوناني zuria از زمان هرودت بهبعد بهكار رفته و سبب شده جاي آرام را بگيرد.
3. آرامي زبان بينالمللي امپراتوري هخامنشي (558 ـ 330 پم) بود، كه در دوران شكوهش از مصر تا هند گستردگي داشت. در زمان حملهٴ اسكندر (334 ـ 323 پم) دو زبان مهم آسياي باختري، آرامي و يوناني بود.
4. مرقس 5: 41، 7: 34، 14: 36، 15: 34.